♥
زمستونم بهاره
غزل عزیزم روز به روز بزرگتر شد خانومی شده برا خودش منتظره بهاره عشق مامان و بابا با تو همیشه زمستونم بهاره ...
نویسنده :
bahar
1:38
شروع یه بهار تازه
14 آبان سال 84 دختر کوچولوی عجول من بیشتر از 7 ماه طاقت نیاورد خواست مامان و باباش رو سورپرایز کنه ساعت 2 بعد از ظهر دختر کوچولو تو بیمارستان شفایی ساری به دنیا آمد ...
نویسنده :
bahar
1:14





